محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
652
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ترجمه خدايا ! طبيب اين درد مرگبار بهجان آمده و آبرسان اين شورهزار ناتوان شده است . كجا هستند مردمى كه به اسلام دعوت شده و پذيرفتند ، قرآن تلاوت كردند و معانى آيات را شناختند ، به سوى جهاد برانگيخته شده چونان شترى كه به سوى بچه خود روى مىآورد شيفته جهاد گرديدند ، شمشيرها از نيام برآوردند و گرداگرد زمين را گروهگروه ، صفبهصف ، احاطه كردند ، بعضى شهيد و برخى نجات يافتند . هيچگاه از زنده ماندن كسى در ميدان جنگ شادمان نبودند و در مرگ شهيدان نيازى به تسليت نداشتند . با گريههاى طولانى از ترس خدا ، چشمهايشان ناراحت و از روزهدارى فراوان ، شكمهايشان لاغر و بهپشت چسبيده بود . لبهايشان از فراوانى دعا خشك و رنگهاى صورت از شبزندهدارىها زرد و بر چهرههايشان غبار خشوع و فروتنى نشسته بود . آنان برادران من هستند كه رفتهاند و بر ما است كه تشنه ملاقاتشان باشيم و از اندوه و فراقشان انگشت حسرت به دندان بگيريم . همانا شيطان راههاى خود را به شما آسان جلوه مىدهد ، تا گرههاى محكم دين شما را يكى پس از ديگرى بگشايد و به جاى وحدت و هماهنگى ، بر پراكندگى شما بيافزايد . از وسوسه و زمزمه و فريبكارى شيطان روى گردانيد و نصيحت آن كس را كه خيرخواه شماست گوش كنيد و به جان و دل بپذيريد . واژهشناسى ملّت : از ريشه « ملل » به معناى خستگى و دلزدگى است .